دوشنبه, 25 اسفند 1393 16:10

بزرگ‌ترین آتشکدۀ ساسانی رو به نابودی

 یادمان های باستانی و ملی، یکی پس از دیگری برای همیشه در تیررَس ویرانی کامل جای گرفته اند. این بازمانده ها (آثار) که دستاورد دسترنج و کوشش های فراوان نیاکان ما است، امروزه مورد بی مهری و بی توجهی مسوولان فرهنگی کشور به ویژه سازمان میراث فرهنگی،گردشگری و صنایع دستی جای گرفته است. با این همه، این رُخداد ها درحالی روی می دهد که می توان با رسیدگی، نگهداری و حفاظت از این بازمانده ها و برنامه ریزی مناسب و مدیریت کارآمد به رشد گردشگری کشور و منطقه نیز، یاری فراوانی کرد.

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، مجموعۀ بزرگ و ارزشمند تاریخی- فرهنگی آتشکدۀ «رُستاق» درداراب پارس (فارس) که به کاخ (قصر) آینه، کاخ دختر و تنگ «چک چک» نیزناموَر(معروف) و دارای یک چهارتاقی، یک آتشکده و باروی (برج) نگهبانی است دربدترین شرایط نگهداری و حفاظتی جای گرفته و زخم هایی ژرف (عمیق)، تن رنجورش را آزرده و مانند خُوره به جانش افتاده است. تاراج گران و چپاوُل گران یادمان های ملی، با دست اندازی های پِیاپی، به انگیزۀ یافتن گنج، کف و پیرامون این مجموعه را کَنده کاری کرده و گودال های بزرگی را پدیدار(ایجاد) ساخته و آن را به هم ریخته و شُخم زده اند!

ازسوی دیگر، به شوَند (دلیل) رسیدگی نکردن به هنگام سازمان میراث فرهنگی و گذر زمان، بخش بزرگی ازدیوارۀ چهارتاقی آن فرو ریخته و ترک و شکاف های گسترده ای درآن پدیدارشده است. پایه های سازۀ آتشکده نیز، درگذر زمان و دست اندازی ها، سُست و بی دوام شده و اگر هرچه زودتر چاره ای برای آن نیابیم فرو خواهد ریخت.

بیشتر سنگ های این دو سازه ازهم جدا شده و بر روی زمین ریخته و رها شده است. یادگاری نویسی ها درجای جای این یادمان ملی و با ارزش آشکار است و چهرۀ زشت و ناخوشایندی را پدید آورده است.

 اما شاید یکی از بدترین این نا مهربانی ها، بازآرایی (مرمت) های کارشناسی نشده و نا بُنیادین (غیراصولی) این بازمانده باشد که آسیب های بسیاری را به آن رسانیده و چهرۀ آن را خدشه دارکرده است.

علی رضاجعفری زند،باستان شناس برجسته که ازنزدیک این بازمانده را دیده و بررسی کرده است به تارنمای فرهنگی مهرگان می گوید : « این آتشکده که یک مجموعۀ تاریخی – فرهنگیِ سِتُرگ و سِتَبر(حجیم) و با ارزش بوده، بزرگ ترین آتشکده استان به شمارمی آید که درآغاز روزگارساسانیان و به گمان بسیاربه دست اردشیربابکان، نخستین پادشاه دودمان ساسانی یا شاهپوریکم، دومین شهریار ساسانی ساخته شده است که ازدیدگاه باستان شناسی و مِهرازی (معماری) دارای ارزش بسیاری است و پایگاه بُنیادین (اصلی) این دودمان بوده وگمان می رود درپایان دورۀ ساسانیان، گسترده تر شده وافزوده هایی (الحاقاتی) به آن پیوسته و بازپیرایی و بازآرایی(مرمت) شده باشد».

دکترجعفری زند ادامه می دهد : « ازنگاه من، این آتشکده به شوَند ویژگی های آن و بازمانده های بسیاری که در پیرامونش است باید همان آتشکدۀ نامدار و بزرگ ساسانی«آذرفَرَنبَغ» باشد. هرچند گفته شده که آن آتشکده در«کاریان لار» امروزی است و شاید برخی خُرده بگیرند از این دیدگاه. اما با این همه به شوَند ویژگی ها، ارزشمندی و دیگر برجستگی ها به گمان بسیار، این همان آتشکدۀ نامدار ساسانی است یا دست کم، ازبا ارزش ترین آتشکده های آغازین ساسانی به شمار می آید که بزرگ ترین سازه درنمونۀ خود دراستان و شهرداراب به شمارخواهد آمد. ازسویی دیگر، داراب، جایگاه فرمانرو (قلمرو) و نِشیمَن (سکونت) نخستینِ اردشیربابکان بوده که در همان جا به قدرت رسیده و سپس تر به پیروزآباد جا به جا شده است. ما در این شهر، تمرکز آتشکده ها وچهارتاقی را داریم و باید دراین جایگاه، یک مرکزیت داشته باشد. ازسویی دراین جا نیز، ما با یک مجموعۀ بزرگ سر و کار داریم نه یک بازماندۀ جداگانه (منفرد) و تنها. نکتۀ دیگری که باید ازآن نام برد این است که، این آتشکده دردرازای زمان در روزگارساسانیان بسیارکاربرد داشته و مورد بهره قرارگرفته است. به هر روی اگر هم، همان آتشکدۀ نامدارنباشد، یکی از آتشکده های بسیار با ارزش درایران و آن زمان است».

این استاد دانشگاه درپاسخ به پرسشی دربارۀ نام «رُستاق» که بر روی آتشکده گذاشته شده است می گوید : « این واژه تازی شدۀ (معرب) «رُستاک» پهلوی بوده و به چَم (معنی) روستا است که از نام همان روستای پیرامون گرفته شده است».

وی درپاسخ به پرسشی دیگر مبنی براین که، نام های دیگری بر روی این مجموعه گذاشته شده و داستان های فراوانی را هم دراین باره آورده اند، می گوید : « نام هایی مانند کاخ آینه و دختر، یک نام مردم پسند (عامیانه) است و بیشتر جنبۀ افسانه دارد و پیوندی با این مجموعه ندارد و ما نمونه های بسیاری را در ایران امروز از این دست نام گذاری ها داریم».

این باستان شناس دربارۀ بازآرایی های این سازه ها می افزاید: « این بازآرایی ها کارشناسی نشده است و بیشتر نوسازی و بازسازی است که برای نگه داری و حفظ و ازمیان نرفتن سازه ها انجام گرفته و پُرسمان های (مسایل) فنی درآن درنظرگرفته نشده و غیردانشی (غیرعلمی) با آن برخورد شده است. ما در ایران یک گروه (دپارتمان) بازآرایی آن گونه که درجهان به چشم می خورد، نداریم. برای بازآرایی ها باید ازکارشناسان برون مرزی بهره گرفته شود و برای انجام کار بر روی سازه ها یک تیم بازآرایی باید پا بگیرد. روی هم رفته، بنیادهای بازآرایی که درجهان امروز جا افتاده است در ایران رعایت نشده است. ما دربازآرایی ها از سنگ و گچ برای این نمونه یادمان ها بهره می بریم و یک سری پایه ها را رعایت نکرده ایم و بیشتر بازسازی انجام می دهیم و با این کار به سازه آسیب می رسانیم. بهتر است ما تجربیات را خودمان به دست بیاوریم. ما حتا در بازآرایی نقاشی ها هم کامیاب نبوده ایم و نمونه اش کاخ چهل ستون اِسپهان (اصفهان) است».

وی دربارۀ ترک و شکاف های پدیدارشده درسازه ها نیز، می گوید : « نخستین کاراین است که آسیب شناسی شود و دید که ترک و شکاف ها چگونه پدیدارشده، درچه جاهایی گسترده شده است. پایین این چهارتاقی ها، سُست و بی دوام شده و باید ازپایه درست شود و استحکام بندی شود».

جعفری زند دربخش دیگری ازسخنانش دربارۀ تنگه و دره ای که این سازه ها درآغازش ساخته شده است می افزاید: « این تنگه درگذشته دارای آب بوده و این آب ها تا دوردست ها روان بوده است. درواقع این جایگاه یک سیستم آب رسانی داشته که هم برای کشاورزی و هم  برای آیین های (مراسم) دینی درآتشکده ازآن بهره گرفته می شده است».

او دربارۀ جای گیری اِشکَفت (غار) و آبدانک (حوضچۀ) زیرآن و نامگذاری این منطقه به تنگ «چک چک»، می گوید : « این از ویژگی ها و نما و فیزیک این مناطق است. ازکف بام (سقف) اِشکفت که درست رو به روی آتشکده جای گرفته است، چکه چکه آب درآبدانک زیرآن می ریزد که ما نمونه هایی از این دست را در ایران داریم. مانند، اشکَفت شاهپور درکازرون و یا پیرسبز یزد که آن هم به تنگ «چک چک» نامداراست و از سقف اشکفت، آب چکه چکه بر روی زمین می ریزد. این ها نام های سِپَندی (مقدسی) است که بر جای مانده است. ما درایران باستان از دیر باز، آب را سپَند می دانستیم تا جایی که در زمان ساسانیان برایش نیایشگاه ساخته ایم و آب یکی ازگوهرهای چهارگانه ای است که آن را پاس داشته و نمی آلودیم و جنبۀ مینُوی (معنوی) داشته است. از سویی ما برای آب ها، «ایزد بانوی آناهیتا» داریم که دارای سپندینگی است. درایران برای آب ها، برنامه هایی اجرا می شده است. دراین جا نیز، ما سازگاری آب و آتش را درکنارهم داریم مانند، آتشکدۀ «آذرگشسب» در تکاب آذربایجان که به «تخت سلیمان» نامداراست، آب و آتش درکنار یک دیگراست و همۀ این داشته ها درکنار هم بر ارزشمندی و شکوه این یادمان می افزاید و جا دارد که برای پاسداشت و نگهداری آن بیشتر بکوشیم. ازسویی دیگر نیز، این مجموعه از دید گیرایی (جذب) گردشگری می تواند برای دست اندرکاران و کارشناسان ارزشمند باشد».

دکترجعفری زند دربارۀ این مجموعه و آتشکدۀ آن نیز، می گوید : « همۀ آتشکده های برجسته یک ویژگی دارند و آن جایگاهی برای افراد ویژه، بزرگ زادگان و درباریان است. درآن ها نیز، چیزهای گران بهای ویژه ای بوده است. به همین شوَند می بینیم که در بالای سرسازه ها و کوه بارویی ساخته شده که برای نگهبانی و امنیت این جایگاه بوده است. ازدیگرسو، این مجموعه دیواره های بلندی داشته و گِرداگردش دیوار بوده که از میان رفته است، ولی هنوز رَج دیواره ها بر جای مانده و می توان آن را دید. این آتشکده از سنگ لاشه ساخته شده و یک مجموعۀ دینی به شمار می آید که در این استان ما همانند آن را در پیروزآباد، آتشکدۀ «کُنارسیاه» داریم که این بزرگ تر و ارزشمند تراز آن است».

این باستان شناس درپایان می افزاید : « اگردر این منطقه گمانه زنی و کاوش انجام گیرد بدون دو دلی (تردید) و گمان ، همه را شگفت زده و سرگردان (حیران) خواهد کرد، زیرا براین باورم از دیدگاه مِهرازی (معماری) و داده های دانشی، جایگاهی بی مانند است که پس ازکاوش ها و بررسی ها، می توان آن را ویژه ترین و ارزشمندترین آتشکدۀ استان نامید. با این همه تا کاوش های هدفمند باستان شناسی انجام نشود نمی توانیم امروزه به درستی سخنی بگوییم».

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، این یادمان ملی که بیشتر با نام کاخ آینه شناخته شده است در 70 کیلومتری شهرستان داراب و درهشت کیلومتری جنوب خاوری (شرقی) «رُستاق» جای گرفته است که باید ازجاده ای خاکی و ناهمواردراین روستا گذرکرد. این چهارتاقی ها در بلندی زیادی از پهنۀ (سطح) زمین ساخته شده و از پیرامون به وسیلۀ سه رشته کوه درمیان گرفته شده است.

نخستین سازه که به چهارتاقی نامداراست از سنگ و گچ و آهک به اندازۀ 49 مترمربع با دیوارهایی سِتَبر که کلفتیِ دیواره ها یک متر و شست (شصت) سانت است ساخته شده است. درنمای این ساختمان سنگ های تراش خورده صاف به کار رفته است. دردرون سازه، تاقچه هایی ساخته شده که مربع شکل است. درِ درونشُد (ورودی) این سازه درسوی سازه ای دیگرکه در نزدیکی آن ساخته شده ، گشوده می شده است. سقف این چهارتاقی، گنبدی شکل بوده که هنوزتا اندازه ای پا برجاست. دیواره های چهارتاقی دارای هفت متربلندی است. در رو به روی این سازه و درگوشۀ باختری (ضلع غربی) کوه، بخشی ازکوه تراشیده شده و زدوده (صیقل یافته) شده است. گفته شده که درآن جا آینه ای بوده که نمای چهارتاقی و راه های پیرامون آن درآینه پیدا بوده و دیده بان ها که دربالای کوه بخش شمالی چهارتاقی جای داشتند و راه شمالی را کنترل می کردند، به وسیلۀ این آینه، چهارتاقی را می دیدند و از آن پاسداری می کردند. اما برخی نیز باورمندند که در این بخش آینه ای وجود نداشته و بخش تراشیده شده به گونه ای بوده که نگاره ها (تصاویر) را بازتاب می داده است و به همین شوَند به کاخ آینه نامدارشده است. هرچند این دیدگاه ها ، امروزه رد شده است و مبنای دانشی ندارد.

درنزدیکی سازه چهارتاقی، ساختمان دیگری وجود دارد که نامدار به آتشکده است. اندازۀ آن نیز، 80 مترمربع و کلفتی دیواره های آن دو متراست. کاراسته (مصالح) به کار رفته درآن سنگ و آهک است. نمای این سازه به وسیلۀ ملات گچ تخت (مسطح) شده است. سقف آن به گونۀ استوانه ای بوده که هم اکنون فرو ریخته است و تنها مانده هایی (بقایایی) از آن برجای مانده است.

درکوهی که در پشت این دو سازه جای گرفته است، مانده های سه بارو پیدا است. دو بارو دایره ای شکل بوده و باروی سوم مربع شکل است که جایگاه، جای گیری دیده بان ها و نگهبانان بوده که میدان (محوطه) و راه های پیرامون چهارتاقی ها را کنترل می کردند.

این بازماندۀ تاریخی – فرهنگی ارزشمند با نام مجموعۀ تنگ «چک چک» درتاریخ 20 شهریور 1385 با شمارۀ 16122 درسیاهۀ (فهرست) یادمان های ملی به ثبت رسیده است.

برای دیدن نگاره‌های بیشتر آبشخور را بنگرید.

آبشخور: تارنمای فرهنگی مهرگان

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

پی‌گیری

پیشخوان

آمار بازدید

امروز10
دیروز37
این هفته10
این ماه752
جمع کل56694

Unknown ? Unknown