شنبه, 11 بهمن 1393 15:52

در حاشیه ی مصاحبه ی دکتر کلانتری با انجمن اقتصاد کشاورزی ایران

عبدالحمید پاپ زن
دانشیار پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه رازی کرمانشاه

بنده به عنوان یک معلم دانشگاه که سال های بیشماری است در جریان برنامه های کشاورزی کشور هستم تعجب می کنم که چرا تا زمانی که مدیران و مسئولان ما در مصدر وزارت ، وکالت و مسئولیت هستند به فکر تدابیر تخصصی و تحلیل های اقتصادی و مفاهیمی همچون کشاورزی و توسعه ی پایدار نیستند، لیکن وقتی که به حاشیه می روند بسیاری از ایده های ناب و دست اول ارائه می کنند. به عنوان مثال آقای دکتر عیسی کلانتری بیش از یک دهه سکان وزارت کشاورزی کشور را در اختیار داشته اند و اگر تدبیر کرده بودند امروز کشاورزی ما بسیاری از مشکلاتی را که با آن روبرو شده، نمی داشت. ایشان در مصاحبه ی خود با انجمن اقتصاد کشاورزی ایران می گویند" اگر کسی بگوید من کالای ایکس را خودکفا می کنم دروغ می گوید"، این عین جمله ی ایشان به نقل از سایت انجمن موصوف است. آقای کلانتری ظاهرا" فراموش کرده اند که در ده دوازده سال صدارت ایشان یکی از اصلی ترین راهبردها و حتی شعار وزارت مذکور بحث "خودکفائی گندم " بود. البته ذکر این نکته ضروری است که اصل مطلب در مورد خودکفائی و یا امنیت غذائی که اخیرا" در ایران توسط برخی از صاحب نظران مطرح شده، مطلب درستی است، ولی سئوال این است که آقای کلانتری تازه متوجه این موضوع شده اند و یا همان دوره ی طولانی که وزیر بودند هم این موضوع را میدانستند. متاسفانه همه ی مشکلات امروز را در بخش کشاورزی به خشکسالی ها نسبت می دهیم، در حالی که بخش عمده ی بدبختی کشاورزی، میراث نا مدیریتی مدیران ما بوده و آقای کلانتری هم سهم عمده ای در این قضیه دارند.
آقای دکتر کلانتری مشکل ما این نیست که تولید ناخالص داخلی ما کمتر از میانگین جهانی است، کما اینکه رتبه ی پانزدهم در بین بیش از 200 کشور دنیا در لیست اعلام شده توسط مجامع جهانی حاکی از آن است که ما از وضعیت بدی برخوردار نیستیم و مشکل ما در تمام طول سال های قبل و بعد از انقلاب "مدیریت" بوده و امروز هم این مشکل به صورت پایدار وجود دارد. ما به جای آنکه توسعه و کشاورزی را پایدار کنیم، مشکل مدیریت را پایدار نموده ایم. اگر ایشان برای بخش کشاورزی و کشاورزان زحمت کش این مملکت دلشان می سوزد، ایده هایی در راستای توسعه ی روستایی و عشایری و طبیعتا" کشاورزی ارائه کنند.
آقای دکتر کلانتری ، جناب عالی اعتقاد داشتی که کشاورزی که کم تر از سه تن در هکتار گندم تولید کند باید کشاورزی را رها کند. آن زمان تصور می کردید که کشاورزان منتظر حکم شما هستند که بمانند و یا بروند، در حالی که امثال من دانشگاهی زیاد بودند کسانی که به شما می گفتند به فکر پایداری باشید. روستا جایی نیست که هر مدیری هوس کرد بخشی از آن را دستکاری کند و یا اینکه مردم روستایی دست به سینه نشسته اند و منتظرند ببینند که وزارت کشاورزی چه می گوید تا آنان بگویند "چشم".
متاسفانه شما و بسیاری از مسئولان نه در گذشته و نه در حال اعتقادی به ترویج کشاورزی و توسعه ی روستایی به معنای واقعی ندارید. نگاه امثال شما همان نگاه مهندسی!!! و سخت افزاری است و اگر ادامه پیدا کند همان بلائی که بر سر آب در دریاچه ی ارومیه و زاینده رود و... آمده به سر سایر فعالیت های کشاوری هم خواهد آمد.
به اعتقاد بنده با نزدیک به چهل سال کار در بخش کشاورزی راه حل در تغییر نگرش مسئولان در مورد شیوه برنامه ریزی و مدیریت بخش کشاورزی و روستائی است. وقت آن رسیده که ترویج و اصول آن را جدی بگیریم، مردم روستایی و عشایر را به شکلی کاملا"فعال در عرصه ی برنامه ریزی مشارکتی وارد کنیم. بپذیریم که دانش بومی آنان گنجینه ی گرانبهایی است که چنانچه به خدمت گرفته شود بخش زیادی از مشکلات کشاوری حل خواهد شد. قبول کنیم که مردم روستا خیلی خوب می دانند که چگونه  از منابع در اختیارشان به شکل پایدار استفاده کنند. بپذیریم که فرصت طلبانی که برای زمین خواری کشاورزی دندان تیز کرده اند نباید اجازه ی تجاوز به حریم اجدادی کشاورزان و عشایر را بخود بدهند.
من امیدوارم مسئولان فعلی به این رنجنامه که از نهاد یک معلم دانشگاه و یک دلسوخته ی بخش کشاورزی برخاسته توجه کنند و مدیران قبلی نظیر آقای کلانتری هم با دقت بیشتری اظهار نظر نمایند.

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

پی‌گیری

پیشخوان

آمار بازدید

امروز27
دیروز149
این هفته1102
این ماه2905
جمع کل42705

Unknown ? Unknown