یکشنبه, 21 دی 1393 14:40

جزیره‌ای که به باد خواهیم سپرد

 دکتر
 ابوالفضل وطن‌پرست

تا نشان سم اسبت گم کنند
ترکمــانا نعل را وارونه زن
 
کوتاه نوشت درباره‌ی‌ جزیره‌ای که به باد خواهیم سپرد! [1]
 
   گاهی که تاریخ می‌خوانیم با لحظه‌هایی روبرو می‌شویم که با خود می‌گوییم، پدران و مادران ما در آن لحظه‌ها در کدام پستو به خواب رفته بوده‌اند که این‌گونه شده است؟ سرزمینی به بیگانه‌ای وانهاده شده و بزرگ‌مردی بردار کشیده شده یا قاعده‌ای ناساز بر مردمان تحمیل شده است. با خود فکر می‌کنیم اگر امروز این اتفاق رخ می‌داد بی‌شک ما از پای نمی‌نشستیم و مرد را از پای چوبه دار نجات می‌دادیم و با خونمان سرزمین در حال جدایی را بازپس می‌گرفتیم! اما ظاهرا این‌گونه نیست. جریان واقعیت در دنیایی که در آن زندگی می‌کنیم جریانی دیگر است!
 
***
 
   گفته‌های سرمایه‌گذاری که قصد آباد کردن! مملکت را دارد در روزنامه‌ی شرقِ روز پنج شنبه یازدهم دی ماه نود و سه بخوانید [2] تا کمی با میزان دانش محیط زیستی و نوع ادبیات  بخشی از کسانی که عنان توسعه در سرزمین را به دست گرفته‌اند آشنا شوید. آن‌ها که برج بر برج می‌سازند در کوهپایه‌ها و دره‌ها و ویلا بر ویلا بنا می‌کنند بر حریم رورخانه‌ها و دریاها. کوه می‌خراشند به بهانه جاده‌ها و گذرها و جنگل می‌تراشند و مرتع ویران می‌کنند به بهانه مسکن و معیشت. این‌که یک صاحبِ سرمایه به دنبال افزون‌کردن سود  خود با استفاده از هر روشی برای یافتن مکان مناسب سرمایه گذاری و بازاریابی باشد، چیز عجیت و غیرقابل فهمی نیست. تاریخ صنعتی شدن جهان از انگلستان قرن نوزدهم گرفته تا آمریکای قرن بیستم و چین قرن بیست‌ویکم، سرشار از الگوهای گوناگون سرمایه‌داری است که همواره بر بوق رشدی بی مهابا دمیده‌اند و ایجاد شغل برای مردمان بیچاره و زیباکردن سرزمین‌هایی را بهانه قرار داده‌اند که به باور آن‌ها خداوند اشتباهی جانواران و گیاهانی هرز در آن‌ها آفربده است، برای نابودی جنگل‌ها، آواره کردن جغدها و تاراندن گرگ‌ها و پلنگ‌ها. نتایج این عمل هیچ‌گاه برای سرمایه‌داران کلان و فرزندانشان نتایج ناخوشایندی نبوده است. ثروت بی‌کران اندوخته‌اند، آسمان‌خراش‌ها بنا کرده‌اند، صاحب رسانه‌ها شده اند و گاهی با این ثروت بی‌کران برخی کارهای خیر هم کرده‌اند و مدام هم بر سر مردم کوفته‌اند که هر چه دارید از توانمندی و هوش سرشار ما دارید. در این میان اگر چند دانشمند و آدم "زیادی درگیر" به کارهای آن‌ها اعتراض کرده‌اند با استفاده از رسانه‌های غول‌آسا و سایر ابزارهای خود، هم مردمان را با خود همراه کرده‌اند و هم...متاسفانه گروهی از دولتیان را!
   گفتم که بر سرمایه داران حرجی نیست. ذات کار و الگوی هدف‌گذاری‌شان همین گونه است. جملاتی که از این فرد در این مصاحبه نقل شده است جملاتی است که اگر جست‌وجو کنید توسط اکثر طرفداران الگوی رشد سرمایه داری در جهان گفته شده و می‌شود.  داستان بخش عمده‌ی سرزمین‌های طبیعیِ ویران شده در اروپا و آمریکای شمالی قصه‌هایی از همین دست دارند. داستان آمازون و جنگل‌های استوایی در برزیل نمونه‌ی متاخرتر این نگاه تخریبی به محیط زیست به نفع رشد اقتصادی با الگویی است که بیش‌تر کشورهای توسعه یافته فعلی از آن راه رفته‌اند. کسانی به سودای پول، طبیعت را به ویرانی کشانده اند، گروهی با آن‌ها به مخالفت برخاسته‌اند و در نهایت با همین بازی موش و گربه نهایتا این سرزمین‌ها به تاراج سرمایه رفته‌اند.  قطار سرمایه داری نیاز به سوخت دارد و از پا نخواهد نشست. این ماییم که به پستو ها پناه خواهیم برد و ساکت خواهیم شد از ناامیدی و گاهی ترس، تا فرزندانمان وقت تماشای برج‌ها و هتل های بی قواره‌ای که بر جای پای شغال‌ها بنا شده اند بر نادانی ما گله کنند.
 
 
   آنچه تاسف بار است همراهی ساختار دولت با الگویی است که اگر نیک در آن بنگریم سعادت پایدار مردم در  آن نیست همان‌گونه که در هیچ کجای جهان نبوده است. الگوی توسعه‌ی ناپایداری که بر اساس ظرفیت های محیط زیست تعریف نشده باشد و به تعادل زیست‌بوم‌ها  توجه نکرده باشد، در بازه‌های زمانی دراز مدت- و گاه میان‌مدت- بساط زندگی را از آن سرزمین جمع خواهد کرد. در این برهوت‌هایی که اشکال گوناگون سرمایه‌داری عنان گسیخته در آن می‌تازاند نه بساط سرمایه‌داران خصوصی و دولتی به جای می‌ماند و نه قوتی برای مردمان محلی!
 
 
   دو معاون رییس جمهور در ماجرای جزیره‌ی آشوراده در بطن ماجرا هستند. یکی متولی حفاظت محیط زیست است و یکی مکرر بیان کرده که حفاظت از محیط  زیست الویت آن هاست. به نظر می‌رسد کسان دیگری نیز در این ماجرا هستند. خوب است متولیان دولتی این ماجرا به شکلی واضح توضیح دهند که درباره‌ی گفته‌های سرمایه داری که ظاهرا قرار بوده مجری طرح گردشگری باشد نظرشان چیست؟ آیا سایر ارزیابی‌های زیست محیطی انجام شده نیز در حد بررسی صلاحیت ورود این سرمایه دار به یک ذخیره گاه زیست‌کره بوده است؟ مایلم به رییس سازمان گردشگری بگویم، آن چه این روزها در‌باره‌ی آشوراده گفته می‌شود "جوسازي، جنجال‌سازي و هياهو" نیست [3] بلکه بیان دل نگرانی‌های کسانی است که برخی از آنان دانش، دغدغه و تجربه‌ی زیست محیطی افزون‌تری نسب به بیش‌تر طرفداران تغییر کاربری آشوراده دارند. از اعضای دولتی که شعار اصلی‌اش تدبیر است، اتکای بر عقلانیت بیش‌تر انتظار می‌رود. فرض بگیرید طفلی به شما می‌گوید عقربی در جامه شما دیده است. [4] این همه متخصصان درجه اول محیط زیست کشور و کسانی که بیش‌تر عمر خود را صرف موضوع محیط زیست کرده اند طفل نیستند، اما به دولتمردان می‌گویند عقربی در این جامه است! شرط عقل این نیست که با طناب سرمایه دارانی از جنس کسانی که می‌گویند آشوراده چیز ارزش‌مندی ندارد، به چاهی بروید که فرزندان ما در آینده از خود بپرسند زمانی که عده‌ای این سرزمین‌های شگفت را به زیر آهن و بتون می‌بردند مادران و پدران ما در کدام پستویی به خواب بودند. این آقای سرمایه دار درست گفته است؛ آشوراده سرزمین شغال‌هاست، غیر از زوزه شغال چیزی نمی‌شنوید، آنجا بیش‌تر تمشک و انار ترش دارد و آب‎‌هایش مار دارد! اما درست همین هاست که به آن ارزش زیست‌محیطی می‌گویند. انتظار نداریم کسانی که بیش‌تر وقت خود را درسالن‌های بورس می‌گذرانند با مفهوم ارزش زیست محیطی  زیاد آشنا باشند اما از کسی که بر کرسی معاونت رییس جمهور دولت تدبیر تکیه زده است انتظار داریم. در مواجه با دغدغه‌های کسانی که با این مفاهیم  آشنا هستند، گوش شنوایی داشته باشد و به قضاوت‌های تاریخ درباره‌ی رفتار مجموعه‌ی مردمانی که در یک عصر می‌زیسته اند دقیق‌تر فکر کند.
 
ابوالفضل وطن پرست
سیزدهم دی ماه 93
آبشخور: جمعیت داوطلبان سبز

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

پی‌گیری

پیشخوان

آمار بازدید

امروز14
دیروز36
این هفته177
این ماه662
جمع کل56604

Unknown ? Unknown