سه شنبه, 29 مهر 1393 11:38

گیلان و نام دریای شمال

نشست‌های هفتگی انجمن مفاخر معماری هفته آخر مهرماه با سخنراني دکتر افشین پرتو دکتری تاریخ، استاد دانشگاه و بازگرداننده (:مترجم) کتاب‌های بسیاری از جمله تاریخ گیلان و خیزش جنگل‌ها  ادامه پيدا كرد وي در برنامه‌ای با نام ستیزگاه باورهای دیروز و امروز، پیشینه تاریخی دریای کاسپین را بررسی کرد.

خبرنگار امرداد-مارال آریایی:
در آغاز برنامه دکتر قهاری فرنشین انجمن مفاخر معماری با خوش‌آمدگویی به میهمانان که از استان گیلان باشنده بودند از کارکردهای انجمن مفاخر معماری گفت: «انجمن مفاخر معماری در کمیته ایران‌شناسی خود هر سال یکی از استان‌های کشور را گزینش کرده و از پژوهشگران و اندیشمندان استان مورد نظر دعوت می‌کند تا آگاهی‌هایی در زمینه پیشینه تاریخی و آیین‌ها، گیرایی(:جاذبه) گردشگری و مردم، سوغات و هر آن‌چه که به ملیت یک سرزمین وابسته است، گفت‌وگو کنند.»


دکتر علی‌رضا قهاری، فرنشین انجمن مفاخر معماری
 
وی ادامه داد: «تا به امروز نزدیک به 7 استان از جمله سمنان، اصفهان و استان مرکزی به دوست‌داران شناسانده‌شده‌است. آغاز کار با استان‌هایی بود که کمتر شناخته شده‌بودند. امروز هم با عنوان ساحل و دریا به استان گیلان می پردازیم.»
بزرگترین دریاچه جهان
سپس دکتر افشین پرتو به بررسی رویدادهای تاریخی دریای کاسپین و نام‌های گوناگونی که درازای تاریخ بر آن نهاده شده است پرداخت: «دریای کاسپین بنا به نوشته‌های بازمانده، اقیانوس گسترده‌ای به‌نام اقیانوس تِتیس که از دگرگونی‌هایِ ساختارِ زمین به‌وجود آمد و در دوره‌های گوناگون دچار دگرگونی شد که پس از پایین رفتن بخش‌هایی از آب اقیانوس رشته‌کوه‌هایی مانند رشته‌کوه البرز و قفقاز و آن سوتر هم خشک‌ترین گستره‌جهانی به‌نام صحرای .... سر برآورد. این دریاچه به‌شُوَند (:سبب) بزرگترین دریاچه دنیا افتخار نام دریا را به خود گرفته‌است. امروزه با ریزبینی گستردگی دریا را 6348 کیلومتر مربع بیان کرده‌اند. دریای کاسپین وضعیت‌های بحرانی ویژه‌ای را پشت سر گذاشته‌است.»
پرتو افزود: «بنا به پژوهش‌های انجام شده بین ده تا هفت هزار سال پیش آخرین دوره یخبندان آغاز و پایان یافت و تمام پهنه‌ شمالی این دریاچه دچار سرمازدگی شد. در گستره شمالی این دریاچه قزاقستان و بخشی از جمهوری روسیه امروزی نامور به اوراسیا نیاکان هندواروپایی زندگی می‌کردند به سبب سرما بر روی زمین پراکنده می‌شوند بخشی به دره سند در هند امروزی و برخی تا نهایت اروپا رفتند.»

هرودت برای نخستین بار این دریاچه را کاسپیوم نامید
این استاد بیان کرد: «پیش از آغاز یخبندان آب دریا بالاتر از اندازه کنونی بود و تمامی بخش‌های جنوبی این دریا که امروز گستره جلگه‌ای گیلان و مازندران شناخته می شود زیر آب قرار داشت و توان زیست در آن وجود نداشت. هندواروپایی که از دو سوی خاوری (امروزه جمهوری آستاراخان، داغستان، آذربایجان و گرجستان) و باختری امروزه ترکمنستان و قزاقستان) به سوی جنوب حرکت کرده تا به جاهای گرمتر بروند زمانی را در کنار رود جیحون ماندگار شدند که ریشه بسیاری از استوره‌ها از زمان ماندگاری این مردم در جیحون است و ما آنان را با نام آریایی می‌شناسیم. آریایی‌ها دوباره به سوی جنوب حرکت می‌کنند گروهی وارد فلات ایران شده و گروهی به شبه جزیره هند می‌روند. گروهی نیز پراکنده در چندجای گوناگون ماندگار می‌شوند از جمله مردمانی در سرزمین کنونی ترکمنستان پیرامون عشق‌آباد بار انداختند که به نام پارت‌ها می‌شناسیم در نتیجه تا این زمان گیلان و مازندران زمین‌هایی مناسب برای زندگی نداشت هیچ‌کدام به آن سو نمی‌روند.»
او در ادامه افزود: «گروهی در تپه سیلک کاشان ماند‌گار شدند سپسین‌ها (:بعدها) دو شاخه می‌شوند افرادی با نام تبار ماد به سوی خاور رفته و در پیرامون همدان زندگی می‌کنند که تاریخ آریایی را این تبار بنیان می‌نهد و تباری که به سوی جنوب رفته با نام پارس شکوه آریایی‌ها را سبب می‌شوند. در این زمان گروه‌هایی از بخش خاوری به گونه موج به پایین می‌آیند و اندک اندک در گیلان و مازندران نشانه‌هایی از باشندگی تبارها را می‌توان تشخیص داد. تبارهایی مانند کادوسی‌ها و کاسی‌ها که سپسین‌ها به دو تبار کاسی و کاسپی بخش‌بندی شدند و در مازندران تبارهایی مانند طبری‌ها یا تپوری‌ها در گستره جلگه‌ای مازندران و هیرکانی‌ها نیز در گرگان زندگی می‌کردند و کادوسی‌ها نیز روی کوه‌های بلند گیلان در دو سوی سپیدرود در تالش امروزی و دیلمان زندگی می‌کردند.»
این پژوهشگر گیلان در ادامه از تبارهای گوناگون دیگر سخن گفت: «با گذشت زمان که آب فروکش می کند این تبارها از بلندی‌ها سرازیر می‌شوند در هزاره دویم پیش از ترسایی (:میلاد) برخی از مردمان تبار کاسی در گستره کوهپایه‌ای، جلگه‌ای جایگزین می‌شوند بنا به تعاریف زبان‌شناختی آن زمان برآنان نام کاسپی گذاشته می‌شود که به‌چَم (:معنی)کاسی کنار آب نشین و پسوند پی نشان‌گر آب است؛ نام دریاچه کاسپی از این تبار گرفته‌شد و هردوت برای نخستین بار در نوشته‌های خود از این دریا با نام کاسپیوم یاد می‌کند هم‌چنین وارد نوشته‌های اروپایی می‌شود و مردمانی که در بالای کوه ماندگار می‌شوند به کاس‌سی، به‌چم کاسی‌های کوه‌نشین نامور می‌شوند.»
دکتر پرتو افشین، گیلان‌شناس و نویسنده
 
آمارد و هیرکانیوم از دیگر نام‌های کاسپین
پرتو اشاره به آمدن آریایی‌ها و دگرگونی‌های ایجاد شده کرد: «زمان آمدن آریایی‌ها به «سوی سیلک کاشان» مردمانی که در مسیر زندگی می‌کنند، مقابله می‌کنند ولی قدرت برابری با آنان را ندارند یکی از تبارها به‌نام آمارد که در فرار از برابر آریایی‌ها به «دره شاه‌رود»، منجیل امروزی و مکان برخورد قزل‌اوزن و شاه‌رود و ایجاد سپیدرود می‌روند و زمانی این رود را «آماردا یا ماردا» نامیده‌بودند که از نام‌های باستانی سپیدرود است. در حاشیه خاوری (جمهوری آذربایجان و ذاغستان امروزی)  تبار دیگری زندگی می‌کردند که کوچک و غیرقابل دست‌یابی به قدرت بودند و همواره با یک‌دیگر درگیر بودند. در این زمان  بخش شمالی دریای کاسپین هنوز غیرقابل زیست و گذر است. زمانی‌که مادها روی کار آمده و حکومت آریایی‌ها آغاز می‌شود و این تبار نیروی خود را صرف آمدن به سوی دریای کاسپین غیرقابل گذر و زیست نمی‌کنند زیرا بیشتر در سوی میان‌رودان (:بین‌النهرین) درگیر هستند و حتا پس از نابودی دولت «آشور» به قدرت بیشتری می‌رسند تنها خود را از کوهپایه‌هایی که امروز به تالش نامور است به سوی آذربایجان و اردبیل می‌روند و در چند سنگ‌نبشته از این دریا به نام «هیرکانیوم» نام برده‌اند.»

هخامنشیان دریای کاسپین را «ورکانا» نامیدند
او ادامه داد: «کورش بزرگ امپراتوری بزرگ هخامنشیان را برپا می‌کند و از این پس تنها به سوی خاور نگاه ندارد بلکه به دو سوی دریا توجه دارد. در سنگ‌نبشته‌های هخامنشی این دریا را «ورکانا» نامیده‌اند. کورش و بازماندگانش تلاش بسیار کردند که دو سوی دریا را زیر نظر خود داشته باشند تا از یورش تبارهای سرگردان در کرانه نیمه‌شمالی رو به جنوب را جلوگیری کنند به گونه‌ای که کورش بزرگ در درگیری با یکی از این تبارها کشته‌شد. در نوشته های یونانی آمده «داریوش بزرگ» گروهی را به مکان ریخته شدن رود ارس به این دریا می‌فرستد و پس از ساخت کشتی‌هایی با بهره‌گیری از ملوانان باشنده در درگیری با یونانیان، تا دهانه رود تِرِک در شمال آذربایجان می‌روند. قدرت هخامنشیان تواسنت تا اندازه‌ای از این دریا پاس‌داری کند.»
این گیلان‌شناس در بخش دیگری بیان کرد«پس از هخامنشیان اسکندر از راه می‌رسد و در همان دهانه تِرِک برآن می‌شود کشتی‌های دیگری بسازد ولی عمر او زمانی برای به پایان رساندن کار را نمی‌دهد. اسکندر از راه زمین به مازندران و تا مرز گیلان رفت و در نخستین برخوردش با گیلانی‌ها شکست خورد و این در کارنامه اسکندر شگفت‌آور بود. سپس به سوی آسیای میانه، هند رفت و تا تاجیکستان و سند و... پیش‌رفت. به هر روی هم‌چنان کرانه‌های دریا هم‌چنان ناگشوده باقی ماند و سلوکیان نیز شهامت حتا نیم‌نگاهی به این سو نداشتند و بدین ترتیب دریا خود زاینده‌ی قدرت بود. پارت‌ها که در جنوب‌باختری این دریا زندگی می‌کردند حکومت اشکانی را تشکیل دادند و با تمام توانایی‌هایشان در بوجود آوردن سرزمینی گسترده در درازای 480 سال، نتوانستند به کرانه‌های دریای کاسپین دست پیدا کنند.»

نام‌گذاری نام خزر بر روی دریای کاسپین
او از تلاش حکومت‌های دیگر برای دست‌یابی به دریای کاسپین گفت: «پس از روی کار آمدن ساسانیان، خسرو انوشیروان گیلان را به چنگ آورد البته گیلانی که کوه و کوهپایه است و هنوز گستره جلگه‌ای‌اش زیر آب است. تازیان که آمدند گرچه از شمال آفریقا تا آن سوی آسیای میانه، مرز چین را به دست گرفتند ولی نتوانستند به کرانه‌های جنوبی دریا دسترسی پیدا کنند و در دو سده نخست دوره اسلامی که دوره تاخت و تاز آنان است در هیچ نوشته‌ای از بودن آنان در کناره دریای کاسپین وجود ندارد. در سده سوم گستره جلگه‌ای کناره جنوبی و خاوری دریا که از آب بیرون آمده‌است موج‌هایی با شتاب به سوی کرانه می‌آیند تمام این گستره را پر می‌کنند. آل زیار که در گرگان حکومت می‌کردند با وجود درگیری‌های بسیار در دریا حتا پویشی نداشتند.»
پرتو در بخش دیگری از تبار خزرها گفت: «از دوره پایانی ساسانیان ترک‌ها به آسیای میانه آمدند و خود را به کناره دریا رساندند پس از آن‌ها نیز تبار ترکی به نام خزر از راه رسید و تمامی کناره شمالی دریا را تصرف کرد حتا خود را به بالای قفقاز رساندند و امپراتوری تشکیل دادند و نخستین کسی که این دریا را خزر نامید جهانگردی چینی به‌نام «تِسی هِسُوان کی» که در سال 290 مهی (:هجری) توانست گردشی در این گستره انجام دهد.»
سران کشورهای حاشیه دریای کاسپین، ایران را دارنده یک هشتم آب‌های آزاد دانستند
این پژوهشگر از نخستین بررسی‌های انجام شده در این دریا گفت: «نخستین شناسایی که در دریای خزر انجام شد در سال 1780 ترسایی (:میلادی) بود که رقم‌ها درست نبودند. برخی نقشه‌ها را چهارگوش (:مربع) و برخی سه‌گوش (:مثلث) کشیده بودند و اگر مستطیل بود نسبت درازا به پهنا درست نبود. در سال 1972 ترسایی نخستین نقشه ماهواره ای به‌دست آمد.»
وی ادامه داد: «نکته‌ای که باید گفت درازای سواحل ایران در دریای کاسپین که یک نفر نوشته و همه از روی آن برداشت کرده‌اند 900 کیلومتر بیان شده‌است درحالی که درازای کرانه ایران از بندر آستارا تا دهانه رود اترک در استان گلستان بیش از 760 متر نیست. شوربختانه در بیانیه‌ای که در آخرین همایش سران کشورهای حاشیه دریای کاسپین ارایه شد ایران را دارنده یک هشتم آب‌های آزاد دانستند و دولت هم اکنون در تلاش است بتواند به هر ترتیبی شده یک ششم این گستره را از آن خود کند زیرا ایران نیز یکی از شش کشور از کشورهای کرانه دریای کاسپین است.»
مکان‌های گردشگری استان گیلان
یکی از مناطق گردشگری استان گیلان دژ تاریخی لیسار در کناره خاوری دریای خزر است. وجود کوه‌های پوشیده از جنگل‌های طبیعی، مراتع و شالیزارهای سرسبز و دورنمایی زیبا از دریا چشم‌اندازهای زیبا و دل‌فریبی را در این ناحیه ایجاد کرده‌است. نام دیگر این دژ، دژ سرسال است که با هدف پاس‌داری از مردمان در هنگام بروز خطر و یورش بیگانگان ساخته‌شده‌است.
دژ تاریخی لیسار
پیشینه این بنا به دوره اسلامی برمی‌گردد و به گمان از کاخ های ییلاقی حاکمان بوده‌است. این دژ با گذشت زمان دچار ویرانی بسیاری شده‌است.
 

نمایی از روستای ماسوله
روستای ماسوله در 68 کیلومتری بخش خاوری شهر رشت قرار گرفته‌است. این روستا در شیب تند کوه قرار دارد و دارای مهرازی پلکانی سنتی است به گونه‌ای که بام هر خانه، حیاط خانه بالایی است. مانند این گونه مهرازی اما با کاراسته (:مصالح) دیگری در روستای اورامان تخت و پالنگان در استان کردستان دیده می‌شود و با پاس‌داری از آیین‌های خود هم ردیف روستای ابیانه است. از بناهای ارزشمند ماسوله می‌توان به مسجد جامعه و امام‌زاده عون‌بن محمد حنفیه نام برد.

 دژ تاریخی رودخان در 60 کیلومتری رشت و جنوب غربی شَفت قرار دارد. پس از گذر از چند روستا جاده ماشین رو نیز به انتها می‌رسد. پس از یک ساعت پیاده روی در یک شیب تند در جنگل‌های زیبا و رویایی با نهرهای بزرگ و همیشه جاری به تنها دروازه در بخش شمال‌شرقی دژ می‌رسد. این دژ  با دو برجی دفای استوار  با گستردگی پنج هکتاری بر روی کوهی بلند استوار شده است.

دژ تاریخی رودخان
برخی از پژوهشگران بنیاد نخستین بنا را به دوره ساسانی می‌شناسند که در درازای تاریخ به وسیله حاکمان گوناگون بارها مورد بازآرایی و بازسازی قرار گرفته‌است و بنا به نوع مهرازی، ساختار تمامی بنا، کاراسته به‌کار گرفته و یافته‌های باستان‌شناسی باید این بنا یکی از کانون‌ها و دژهای اسماعیلیان باشد. به گونه‌ای ساخته شده که توان پناه دادن هزاران تن در زمان خطر و آسایش آنان را زمان یورش بیگانگان فراهم آورده‌است.
بنای دژ رودخان از سنگ و آجر و در بخش‌های آسیب پذیر از سنگ همراه ملات و ساروج ساخته شده‌است. بام بیشتر اتاق‌ها و برج‌ها گنبدی شکل با بهره‌گیری از آجرهای چهارگوش به همراه ملات گچ ساخته‌ شده‌است.
 
برج‌های گنبدی شکل با آجرهای چهارگوش
در بخش‌های نفوذپذیر دیوارها و باروها از برج‌ها بلندتر است و در دیواره دژ شکاف‌هایی برای دسترسی باشندگان بر گستره بیرونی دژ و مکان‌هایی مناسب برای تیراندازی به مهاجمان بیگانه دیده می‌شود.

شکاف‌هایی در دیواره دژ برای دسترسی آسان
گرچه با گذشت زمان و روییدن گیاهان گوناگون و ریشه های ویران‌گر آنان شُوَند (:سبب) ویرانی این بنا شده اما با بنیان استوار این دژ می‌توان از سالم‌ترین دژهای تاریخی ایران دانست.

برای دیدن تصویرهای گزارش بنگرید به آبشخور آن
آبشخور: اَمرداد

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

پی‌گیری

پیشخوان

آمار بازدید

امروز10
دیروز37
این هفته10
این ماه752
جمع کل56694

Unknown ? Unknown