چهارشنبه, 30 ارديبهشت 1394 09:38

گوردخمۀ «سَر پل ذهاب» در محاصره نمادهای دینی!

 یکی از نمونه های برجسته در میان یادمان های تاریخی –  فرهنگی ایران بی گمان گوردخمه، اُستودان و یا همان آرامگاه های بر جای مانده از روزگار باستان است که از دید باستان شناسی، مِهرازی (معماری)، شناخت آیین ها و آداب، زیست و شرایط اجتماعی، مردم شناسی و باورهای دینی دارای ارزش بسیار فراوانی است.

با این همه نه تنها این بازمانده های (آثار) یگانه و بی مانند (منحصربه فرد) درکشور به درستی نگهداری و پاسداری نمی شوند، بلکه بیشتر این یادگارهای نیاکانی روزگار غم باری را می گذرانند.

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان ، گور دخمۀ نامیده شده (منسوب) به «کَل» یا دُکان داوود در شهرستان سَر پُل ذَهاب کرمانشاه که نزد کارشناسان و پژوهشگران از ارزش ویژه ای برخوردار است در بدترین شرایط نگهداری و حفاظتی جای گرفته و با این که  بخش هایی از مانده های (بقایا) ستون و سرستون ها در گذشته از میان رفته بوده، ولی هم اینک این رَوند حتا در بخش های دیگر هم گسترش پیدا کرده و نیازمند آن است که هرچه زودتر رسیدگی شود. از سویی دیگر، سنگ نگارۀ تراشیده شدۀ پایین گوردخمه در وضعیت بسیار بدی جای گرفته و به دست بی خردان و چپاوُل گران بازمانده های تاریخی –  فرهنگی خراشیده و کَنده شده و چهرۀ آن را زشت و خدشه دار کرده است. این آسیب ها در حالی رخ داده که این نگارکَند (نقش برجسته) ارزش مطالعاتی فراوانی نزد باستان شناسان و کارشناسان دارد و آگاهی های ما دربارۀ آن بسیار ناچیز و اندک است و جا دارد تا مدیران فرهنگی شهری و استانی به ویژه سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی نگاه ویژه ای به آن داشته باشد و از آن به درستی پاسبانی و نگه داری کنند.

چیز دیگری که باید از آن نام برد این است که شناسۀ (هویت) تاریخی و ملی را در برابر باورهای برخاسته از دین جای داده و نا آگاهانه از آن بهره برداری ابزاری می کنند. پیروان دسته و گروهِ (فرقه) اهل حق در کرمانشاه از این بازمانده با نام «کَل» یا دُکان داوود یاد کرده و در درازای سال با انجام آیین ها و آدابی ویژه به بالای سکوهای این جایگاه رفته و با بستن پارچه و تیریشه (تکه ای کوچک از پارچه سبز رنگ) بر روی صخرۀ کوه (گور دخمه) ، چشم انداز و چهرۀ آن را خدشه دار کرده اند. این گروه بر روی این یادمان و پایین آن گَنجه (صندوق) و دیگر ابزارهای آیینی خود را گذاشته و چهرۀ ناخوشایندی را درست کرده و قانون های میراث فرهنگی را نگه نداشته اند (رعایت نکرده اند) که ما نیز با این آیین روبه رو بودیم. به باور برخی از کارشناسان میراث فرهنگی بر پایۀ قانون های هستی یافته باید از انجام این کارها پیشگیری کرد. همچنین از دیدگاه پژوهشگران دینی این کاردامن زدن به افسانه ها و پندارها (خُرافات) است و در همۀ دین های رسمی ایران نکوهیده شده و حتا سفارش به پیشگیری از آن شده است. هر چند که برخی باورمندند این پندارها در درازای چند سدۀ گذشته دیده شده و در برخی جاها نیز به سود این بازمانده ها است و در نگهداشت و پاسداری از آن کارساز (موثر) بوده، ولی این کار افزون بر خدشه دارکردن چهرۀ یک بازماندۀ ملی و زیر پا گذاشتن و سرپیچی از قانون، گسترش (ترویج) همان پندارها و افسانه ها را به دنبال دارد. از دگر سو، کم کاری و کوتاهی سازمان میراث فرهنگی را نباید فراموش کرد. زیرا در این جایگاه هیچ شناسنامه (تابلو) یا پارچه نبشته ای دربارۀ این بازمانده اَفراشته نشده تا این گروه از آن آگاهی یافته و دست کم بر بالای آن نروند و به آن تیریشه نبندند.

از دیگر دشواری های این یادمان نیاکانی ارزشمند، رها کردن آن در زیر باد و باران و آفتاب است که دشمن درجه یک بازمانده های سنگی به شمار می آید. گُل سنگ ها نیز با دگرگونی شرایط آب و هوایی و پیشرفت (توسعه) آلاینده های صنعتی و شیمیایی شهری رو به گسترش است و آسیب های برگشت ناپذیری (غیر قابل جبران) را بر جای گذاشته اند.

شاید یکی از بدترین و مهم ترین این آسیب ها سوراخ کردن و خراشیدن نگارکَند پایین این گور دخمه باشد. کُنشگران (فعالان) و باستان شناسان می گویند این سنگ نگاره تا یک دهۀ پیش سالم تر بوده و نگاره های (تصاویر) بر جای مانده خود گواه این سخنان است. همچنین این آسیب ها آرام آرام زیبایی های این نگارکند را از میان خواهد برد.

دربارۀ دیرینگی این گوردخمه و نگارکَند آن نیز سخنان گوناگونی گفته شده است. باور همگانی (عمومی) و قدیمی، دیرینگی گوردخمه را به روزگار مادها می رساند. اما پژوهش ها و مطالعات باستان شناسی این دیدگاه ها را رد می کند. علی رضا جعفری زند، باستان شناس برجسته که این یادمان را از نزدیک دیده و بررسی کرده است به تارنمای فرهنگی مهرگان گفت : « در پژوهش های «فون گال» آلمانی گوردخمه های کرمانشاه بیشتر فرا هخامنشی (پس از هخامنشیان) خوانده شده است همانند گوردخمۀ «اِسحاق وَند» هَرسین و این گوردخمه. دربارۀ گوردخمۀ هَرسین با او هم داستان و هم رای هستم، ولی به دید من برپایۀ (اساس) تکنیک ساخت، جای تیشه و شیوۀ تراش این گور دخمه، بهتر و شایسته تر است آن را وابسته به روزگار فَرجامین هخامنشیان بدانیم چیزی نزدیک به روزگار پس از اردشیر سوم. از سویی این گذر (مسیر) یک دروازه و راه کهن می باشدکه با شهر بابل در باستان در پیوند بوده است و خاستگاه داریوش بزرگ و هخامنشیان پس از استان پارس با توجه به ارزش بیستون  و کرمانشاهان بوده و طبیعی است که این دست یادمان ها هخامنشی و یا برگرفته از روزگار آنان باشد».

دکترجعفری زند در پاسخ به این پرسش که این گوردخمه وابسته به چه کسی است به تارنمای فرهنگی مهرگان گفت : « ما نمی توانیم با استواری و محکمی در این باره سخنی بگوییم. زیرا هیچ نبشته و یا تَرده ای (سندی) بر جای نمانده و آگاهی های ما دراین باره اندک است. اما به باور من شاید بتوان آن را گور یک بزرگ زاده و یا شاهزاده نامید. زیرا در گذر شاهراه باستانی جای گرفته و هخامنشیان نیز به یکبارگی از میان نرفته اند. به هر روی این بازمانده به شوَند (دلیل) شناخت کم ما و همچنین از دید مطالعات باستان شناسانه از جایگاه ویژه ای برخوردار بوده و بسیار ارزشمند است و بایسته (ضروری) و شایسته است به بهترین روش از آن نگهداری و پاسداری شود».

این استاد دانشگاه و مرمت کار دربارۀ سنگ نگارۀ پایین این گوردخمه نیز افزود : « این نگارکَند در روزگار سپَسین تر کَنده کاری شده و وابسته به زمان پس از هخامنشیان و فراهخامنشی است. این گونه که از نگاره پیدا است باید یک شخصیت دینی مانند موبد زرتشتی یا مُغ باشد که در حال نیایش است. زیرا بَرسَم در دست دارد که هنوز هم پیروان آیین مَزدیسنا (زرتشتی) در برنامه های آیینی خود از این چوب که از درخت سِپَندینۀ انار است بهره می برند. با این همه با استواری چیزی بیشتر از این نمی توان گفت».

این باستان شناس در پایان خواستار رسیدگی و نگاه ویژه به این دست از بازمانده ها که در غبار فراموشی به سر می برند، شد و گفت : « این یادمان ها هرکدام نشانۀ شناسه (هویت) و شهریگری (تمدن) و شکوهمندی فرهنگ ایرانی است و باید از آن ها به درستی نگهداری و حفاظت کرد تا بتوانیم این یادگارهای گران بار و گران سنگ را به میراث داران اصلی که آیندگان و فرزندان مان هستند بسپاریم».

به گزارش تارنمای فرهنگی مهرگان، این گوردخمه در سه کیلومتری جنوب خاوری (شرقی) شهرستان سر پل ذهاب در آغاز جادۀ اَنزل جای گرفته است. این آرامگاه همانند گوردخمه بزرگ دربند صحنه، دارای ایوانی به جلو است که درازای آن در جلو نه متر و 60 سانتی متر ودر بخش عقب هفت متر و 32 سانتی متر است. پهنای آن یک متر و 95 سانتی متر و بلندای آن نیز دو متر و 60 سانتی متر است. پیرامون ایوان به وسیلۀ  قاب هایی آراسته (تزیین) شده و در دو سوی ورودی گور مانده های دو ستون دیده می شود که بدنۀ ستون ها کم کم از میان رفته و تنها پایه ها و سرستون ها برجای مانده که ریخت (شکل) پایه ستون ها مربعی است. در بازۀ (فاصله) 8 متری زیر این گور دخمه، قابی به ریخت مستطیل برجای مانده که درون آن مردی سراپا (به گونه کامل) به سان و چهرۀ نیم رخ تراشیده شده است. این مرد تن پوش بلندی بر تن و کلاه لبه داری بر سر گذاشته که بخش پشت گردن و گوش های او را پوشانده است.

این گور دخمه و سنگ نگاره در سال 1310خورشیدی به وسیلۀ وزارت فرهنگ و هنر با شمارۀ 152در سیاهۀ (فهرست) یادمان های ملی ایران به ثبت رسیده است.

برای دیدن نگاره‌های بیشتر بنگرید به آبشخور

آبشخور: تارنمای فرهنگی مهرگان

ارسال نظر


کد امنیتی
بارگزاری مجدد

پی‌گیری

پیشخوان

آمار بازدید

امروز27
دیروز149
این هفته1102
این ماه2905
جمع کل42705

Unknown ? Unknown