دیده بان

 يادگارهاي فرهنگي‌ و طبیعی‌مان را پاس بداريم

  ققنوس باري ديگر از خاكستر خويش زاده مي‌شود
داريوش بزرگ هنگامي كه دستور داد تا گستره‌ي مرزهاي ايران را كه شناسنامه‌ي اين سرزمين مقدس است بر فراز صخره‌اي بنگارند نيك آگاه بود كه دل و مركز جهان ــ كه آبادي و سرسبزي‌اش زبانزد بود ــ مورد رشك انيرانيان است. او مي‌دانست كه هر آن، اگر گردانندگان اين گستره‌ي نيرومند دچار خودبزرگ‌بيني شده و خردمندي‌شان را كه زاينده‌ي توانايي‌شان است وانهند، ايرانِ گرامي از هر سو لگدكوب اسبان تازندگان خواهد شد. پس سند هويت ايراني در جايي قرار گرفت كه از آسيب بزرگترين يورش‌هاي تاريخ بشري در امان باشد. حتا آن مرد بزرگ براي اين‌كه نياي خويش را بشناسيم و سامانه‌ي توانمند اداري و اقتصادي كهن اين سرزمين را از ياد نبريم ــ ولو در ظاهری دینی ـ اعتقادی ــ چه زيبا دستور داد تا نمونه‌هايي از سكه‌هاي رايجِ آن دوران را به همراه فلزنوشته‌هايي زرين و سيمين در دو گوشه‌ي كاخ آپادانا به خاك كوه مهر (رحمت) بسپارند تا ما ــ از پسِ هزاره‌ها ــ آن را بيابيم و به هوش و دانش نياكان‌مان آفرين فرستيم.
و ايرانيان در هميشه‌ي تاريخ، پاسداري از يادگارهاي نياكان‌شان را از ياد نبردند چرا كه آن يادگارها را وسيله‌اي براي شناخت خويش مي‌دانستند و سببي مي‌گرفتند براي ساختن انگيزه؛ انگيزه‌اي براي بازآبادسازي و سرسبزسازي اين پشته‌ي (فلات) اهورايي. در اين راه، حتا ناچار شدند يادگارها را به‌نام‌هايي بنامند كه براي تازندگان تقدس داشت و مانع از آن مي‌شد تا نابودشان كنند...
امروز، آن شناسنامه‌ي سنگي، در پي گذر خودروها از كنارش و ديگر تيره‌دودهاي برخاسته از ناآگاهي ما فرسوده‌تر و ناخواناتر از هميشه مي‌رود تا از زندگي‌مان به كنار رود و آن شناسنامه‌‌ي فلزي به دست ما در كوره‌ي غفلت ذوب شده تا شايد با فروش طلايش، آنچه را خود داريم از ديگران دريوزگي كنيم... آري! در اين هنگامه‌ كه موريانه‌هاي برخاسته از بي‌توجهي گروهي از ما و «به‌بيگانه دل‌سپردگي»ِ گروهي ديگر، در تلاش‌اند تا شناسنامه‌ي ايراني را نابود كنند فرصتي دست داده تا بار ديگر رقيبانِ در كمين‌نشسته، پیرامون‌مان را گرفته و براي آب و خاك ما دندان تيز كنند،... اما اوضاع چنين نخواهد ماند.
ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبیعی ايران ــ در پي و به پشتوانه‌ي دو سال و نیم كوشش و تجربه‌ي پايگاه اطلاع‌رساني براي نجات يادمان‌هاي باستاني (دشت پاسارگاد)، كه براي نجات زيست‌بوم و آثار تنگ‌چشمه (بلاغي) و يادمان‌هاي دشت پاسارگاد تلاش می‌كرد (شهریور 1384 ـ اسفند 1386) ــ در قالب شبکه‌ای از فعالان و انجمن‌های هم‌مشی تشكيل شد تا بتواند نهادي هميشگي و پي‌گير براي پاسداري از يادگارهاي فرهنگي و طبیعی به‌وجود آورد.
ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبیعی ايران سازماني است فرهنگي (غيرسياسي)، مردمي (غيردولتي) و غيرتجاري (غيرانتفاعي) كه در چارچوب اساس‌نامه و رعايت قانون‌ها و قراردادهاي موضوعه‌ي كشور فعاليت مي‌كند.
دیده‌بان امیدوار است چنين چشم‌اندازي را رقم بزند:
ـ بالا بردن سطح آگاهي جامعه درباره‌ي اهميت يادگارهاي فرهنگي؛
ـ افزايش توجه جامعه نسبت به آسيب ديدن يادگارهاي فرهنگي؛
ـ اطلاع‌رساني يادگارهاي در خطر؛
ـ و حداکثر تلاش برای جلوگیری از تخریبِ یادگارها.
ما براي بازدهيِ بيشتر و تخصصي كردن كارها، يادگارها را به چند شاخه‌ي بخش كرده‌ايم که اکنون سه شاخه‌ی زیر فعال هستند و پذیرای همکاری‌تان: يادمان‌ها (آن بناهايي که نماد هنر يا فرهنگ ايران و ايراني هستند و تصويري از تاريخ پرفراز و نشيب ما، بر پيشاني‌شان نقش بسته است)؛ زيست‌بوم‌ها (همه‌ي زيست‌بوم‌هاي ايران که نشان‌دهنده‌ي احترام نياکان ما به طبيعت هستند و هم‌چنين گونه‌هاي جانوري و گياهي)؛ و ميراث معنوي (هر آنچه از سنت‌ها و رسم‌ها براي ما بازمانده است و هم‌چنين تاريخ ايران و ياد و خاطره‌ي شخصيت‌هاي آن). البته در آغاز گوشه‌ی چشمی هم به حوزه‌ی زبان فارسی و هم‌چنین تهدیدهایی که نام خلیج فارس را تهدید می‌کند (در درون حوزه‌ی میراث معنوی) داشتیم اما با آغاز به کار سازمان‌هایی مردم‌نهاد در این حوزه‌ها کار را به آنها سپردیم، هر چند اگر مواردی از کاستی در دفاع از آنها پیش بیاید در این حوزه‌ها نیز ورود خواهیم کرد. برای شاخه‌ی صنايع دستي نیز، در دور تازه‌ی فعالیت‌های دیده‌بان، هنوز گردانندگان و علاقه‌مندانی نیافتیم.
در صورتی که وقت و تمایل به همکاری در هر کدام از این شاخه‌ها را دارید با دبیر آن شاخه‌ها تماس بگیرید و اگر فقط می‌خواهید از برنامه‌های دیده‌بان آگاه شوید و هم‌چنین اگر نیازی به گذاشتن امضا بر پای شکایتی بود و یا در مواردی خاص یا تخصصی همکاری کنید با دبیرکل دیده‌بان، علیرضا افشاری (09124572343)، در تماس باشید.

زيست‌بوم
همان‌طور که آگاه هستید بار دیگر آتش به جان مهم‌ترین و بزرگترین پارک ملی ایران، که در فهرست ۵۰ ذخیره‌گاه زیست کره ثبت شده است، افتاد و نزدیک به یک‌سوم جنگل‌های ارزشمند آن را در کام خود فرو برد.
اکنون، وضعیت محیط زیست کشور در بحرانی‌ترین دورانِ تاریخ خود به سر می‌برد. وضعیت تا آن اندازه بحرانی و در خطر است که می‌گویند جنگل‌های این سرزمین ــ که روزانه ۴۰ هکتار از وسعت‌شان کاسته می‌شود و این تخریب روندی صعودی دارد ــ تا چند دهه‌ی دیگر به وضعیتی هم‌چون وضعیتِ کنونیِ تالاب‌های آن دچار خواهند شد. هشتاد درصد تالاب ارزشمند بختگان خشک شده و ۶۵ درصد دریاچه‌ی ارومیه، که نماد محیط زیست کشور است، به کویر نمک تبدیل شده است. عمق تالاب انزلی کم شده و بخش‌های بزرگی از تالاب‌های گاوخونی، ارژن، پریشان، آجی‌گل و تالاب سه‌گانه‌ی هامون نیز خشک شدند. وضعیت تالاب شادگانِ هویزه و هورالعظیم نیز نامناسب است. آلودگی هوا را هم که در بیشتر اوقات تجربه کرده‌اید، که این باعث می‌شود ‌بتوانید وضعیت هم‌میهنان‌مان در برخی شهرهای غرب کشور، به‌ویژه شهر اهواز، را درک کنید. در این سال‌ها ذره‌ای هم از سرعت ساخت‌وساز در اَبَرشهر تهران و در نتیجه افزایش جمعیتِ بی‌تناسب، که مولد همه‌ی آلودگی‌های شهر است، کاسته نشده و نه تنها توجهی از سوی مسؤولان اداره‌ی شهر به این موضوع مهم نمی‌شود بلکه خودشان با ایجادِ دریاچه‌هایی نسنجیده بر طبل این ساخت‌وسازها و نابود کردن منابع آبی می‌کوبند. در یک کلام، تمام شاخصه‌های زیست‌محیطی کشور در وضعیتی بسیار نامطلوب قرار دارد، تا جایی که برخی کارشناسان وضعیت فعلی را سقوط آزاد نامیده‌اند.
فراموش نشود که درست است در دو قرن اخیر تخریب شدید محیط زیست را در بسیاری از کشورهایی که امروز از مدافعان جدی آن در سطح جهانی هستند هم داشته‌ایم، ولی اغلب این کشورها در عرض‌های جغرافیایی بالاتر قرار دارند و دارای اقلیم مرطوب هستند و احیای زیست‌بوم در مناطق مرطوب بسیار راحت‌تر است. اما زیست‌بوم‌های مناطق خشک، در صورت نابودی، به دلیل پدیده‌ی بیابان‌زایی ممکن است هرگز قابلیت احیا نداشته باشند. طبیعتی که ما امروز در حال نابود کردنش هستیم دسترنجِ هزاران‌سال تلاش طاقت‌فرسا و بی‌وقفه‌ی نیاکان‌مان بوده است...
شاخه‌ي زيست‌بوم ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران امیدوار است با یاری همه‌ی انجمن‌ها و فعالان و ایران‌دوستان بتواند این روند تخریب را کُند و در نهایت متوقف کند. شاخه‌ی زیست‌بومِ «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبیعی ايران» را سهند دبیری بنیاد گذاشت و دبیرِ کنونیِ آن سونیا شفیعی (09125023415) است.

شاخه‌ي ميراث معنوي
ميراث معنوي كه از یک دهه پیش در سازمان آموزشي، علمي و فرهنگي ملل متحد (يونسكو) براي حفاظت از ميراث فرهنگي ـ معنوي تمام ملت‌ها تعريف شده، شامل سنت‌هاي شفاهي هم‌چون زبان، هنرهاي نمايشي (موسيقي، رقص، نمايش،...)، آيين‌ها و رسم‌ها، دانش‌ها و تجربه‌هاي اجتماعي در رابطه با طبيعت و هستي و... مي‌شود. با توجه به پيشينه‌ي فرهنگي و تمدن تاريخي، ايران حرف‌هاي بسياري براي گفتن در زمينه‌ي ميراث معنوي دارد. اما، در حال حاضر، شاخه‌ي ميراث معنوي ديده‌بان يادگار‌هاي فرهنگي و طبيعي ايران هدفش را ساماندهی موضوع مهم «جشن‌های ملی ایران» قرار داده است. کسانی که در حوزه‌ی تاریخ و فرهنگ ایران می‌کوشند، می‌دانند جشن‌های ایرانی، در جایگاه بهترین و پویاترین نمادهای این فرهنگ، دچار چنین کاستی‌هایی هستند: همه از آن خبردار نیستند؛ همه‌ی آنهایی که این سنت را می‌شناسند نگاهِ ارزشی یکسان به آن ندارند و اهمیت‌اش را درک نمی‌کنند؛ اختلاف جدی در زمان برگزاری بسیاری از جشن‌های ملی وجود دارد؛ کار پژوهشی و مستند جدی در این‌باره، جز چند تک‌پژوهش، وجود ندارد؛ در نامگذاری و نمادپردازی جشن‌ها سلیقه‌های گسترده‌ای وجود دارد که مانع گسترش آن می‌شود؛ فرهنگ جشن‌های کهن و هم‌چنین جشن‌های محلی ایران تدوین نشده است؛...
شاخه‌ي ميراث معنوي به منظور پاسخ دادن به این نیازها «طرح تدوین چارچوبِ جشنهای ایرانی» را آماده کرده که در گام نخست دستیابی به موردهای زیر را آماج قرار داده است:
ـ شناسایی و گردآوری همه‌ی بُن‌مایه‌های جشن‌ها در قالب «فرهنگ‌نامه‌ی جشن‌های کهن ایرانی»؛
ـ شناسایی و گردآوری اطلاعات درباره‌ی همه‌ی جشن‌های محلی امروزِ ایران‌زمین در قالب «فرهنگ‌نامه‌ی جشن‌های محلی ایران‌زمین»؛
ـ گسترش آشنایی با جشن‌ها؛
ـ ارائه‌ی پیشنهادی برای یکسان‌سازی زمان و مناسبت جشن‌های ملی.
آرش نورآقایی نخستین دبیر شاخه‌ي ميراث معنوي «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبیعی ايران» بود و اکنون فرزین فلفلی (09126210131) دبیر آن است.

شاخه‌ي يادمان
مراد از یادمان‌ها، بناهايي است که نماد تمدن، هنر يا فرهنگ ايران و ايراني هستند و تصويري از تاريخ پرفراز و نشيب ما، بر پيشاني‌شان نقش بسته است. ما نيز موظفیم همان‌گونه که اين آثار با پاسداري و از جان گذشتگي نياكان‌مان به ما رسيده‌اند آنها را برای آیندگان‌مان حفظ کنیم. این بناها و آثار پرارزش فرهنگی از نظر فیزیکی بسیار آسیب‌پذیر هستند و چنان‌چه مورد تخریب یا غارت افراد ناآگاه و غرض‌ورز قرار گیرند یا به بهانه‌ی فعالیت‌های عمرانی نابود شوند باید گفت برگی از اسناد هوّیت ملی و افتخارات ایران ــ مربوط به هر دوره از تاریخ کشورمان که باشد ــ به زوال گرویده است؛ اسناد و افتخارهایی که جانشینی ندارند و در همه‌جای دنیا کوچک‌ترینِ آنها به شدت پاس داشته می‌شوند.
شاخه‌ي یادمان ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبيعي ايران نهادی است پی‌گیر برای پاس‌داشت از این یادگارهای فرهنگی و وظیفه‌ي آن، شناساندن و بالا بردن سطح آگاهی مردم نسبت به این آثار گران‌بها و باشکوه، بررسی و شناسایی بناها و مناطقِ در خطر توسط نمایندگان دیده‌بان در سراسر کشور و اطلاع‌رسانی و هشدار نسبت به بی‌توجهی و یا تخریب بناهای باستانی و تاریخی به مراکز مسؤول در بخش میراث فرهنگی، رسانه‌های گروهی و عموم مردم است. بدیهی است در صورت عدم ترتیب اثر جدی از سوی مسئولان، دیده‌بان وظیفه‌ي خود می‌داند که مسأله را از طریق مراجع قانونی کشور تا حصول به نتیجه‌ي نهایی پی‌گیری کند. این مهم میسّر نیست مگر با عزمی بلند و حمایتی فراگیر از سوي تمام افراد حقیقی و حقوقی که مانند ما معتقدند حفظ منافع ملّی مقدّم بر هر نفع ديگری است.
دبیر شاخه‌ي یادمان رضا نیکپور (09123258094) ــ دبیر انجمن ایلام‌شناسی ایران ــ است که پیش از این به مدت پنج سال (1391ـ1386) دبیر «ديده‌بان يادگارهاي فرهنگي و طبیعی ايران» بود.
پاینده ایران


زمين را منم تاجِ تارك‌نشين

ملرزان مرا تا نلرزد زمين

 

بنیادگذاران دیده‌بان یادگارهای فرهنگی و طبیعی ایران، پس از کلاس ارایه‌ی مدیریت و برنامه‌ریزی راهبردی سازمان‌های مردم‌نهاد ـ آذر 86 (ایستاده از راست: علی شجاعی، محسن قاسمی‌شاد، فرامرز بیگدلو، کیانوش کلانتر [استاد دوره] ، شیرین ملکی، آرش نورآقایی، سهند دبیری و رضا نیکپور. نشسته از راست: علیرضا افشاری، نجمه زربان، فرناز منجزی، الهه جوانمرد) ـ در بنیاد جمشید

پی‌گیری

پیشخوان

آمار بازدید

امروز27
دیروز149
این هفته1102
این ماه2905
جمع کل42705

Unknown ? Unknown